86/09/13
گوگل در اوایل سال 2000 که جستوجو در اینترنت را در اختیار خود گرفت، فقط و فقط یک شرکت اینترنتی بود و رقبای اینترنتی داشت. بعد از آن هم به ندرت شاهد حضور گوگل در حوزهای خارج از وب بودهایم. معرفی سرویس جستوجوی کتاب گوگل در سال 2005 که باعث خشم و واکنش شدید ناشران نیویورکی شد نشان میدهد که وقتی گوگل حوزه مانور خودش را تغییر میدهد چه چیزهای ناخوشایندی ممکن است اتفاق بیفتد. حالا با برنامههای تازهاش برای ورود به کسبوکار مخابرات بیسیم، شاهد جديترين تجربه گوگل برای ورود به یک کسبوکار کاملاً جدید هستیم که در آن متحدان کمی دارد.
گوگل نه تنها با چالش بزرگ وارد شدن به یک کسبوکار بسیار رقابتی و پرتنش، بلکه همچنین با چالش بزرگترِ رو در رو شدن با بزرگان این کسبوکار مواجه است. با توجه به اینکه گوگل قدرت و منابع کافی برای انجام چنین کار بزرگی را دارد، باید گفت که در آستانه بزرگترین پیروزی یا بزرگترین شکست گوگل قرار داریم.
گوگل نه تنها با چالش بزرگ وارد شدن به یک کسبوکار بسیار رقابتی و پرتنش، بلکه همچنین با چالش بزرگترِ رو در رو شدن با بزرگان این کسبوکار مواجه است. با توجه به اینکه گوگل قدرت و منابع کافی برای انجام چنین کار بزرگی را دارد، باید گفت که در آستانه بزرگترین پیروزی یا بزرگترین شکست گوگل قرار داریم.
بیایید در ابتدا ببینیم که گوگل دقیقاً چه دارد میکند. اگر بخواهیم به کلمات رسمی اعلام شده از سوی گوگل رجوع کنیم باید بگوییم: «گوگل مشغول ساخت اندروید است که اولین پلتفرم جامع و کاملاً اُپنسورس موبایل محسوب میشود.» ولی این فقط ظاهر امر است. در واقع برنامههای گوگل بسیار فراتر از یک سیستمعامل موبایل است. گوگل همانقدر که یک شرکت سهامی عام است یک ایدئولوژی هم محسوب میشود و میتوان اشتیاق آن به قدرت را با یک ملت رو به رشد مقایسه کرد.
حالا گوگل و شرکایش میخواهند قوانین باز بودن یک سیستم را از نو وضع کنند -باز بودن هم ایدئولوژی حاکم بر اینترنت است- و دنیای مخابرات بیسیم را به تسخیر خود درآورند. معرفی سیستمعامل اندروید تنها قدم اول این مسیر است
از نظر فنی اندروید یکی دیگر از راهبردهای گوگل برای عرضه رایگان یک محصول برای فتح یک بازار است. اندورید یک سیستمعامل اپنسورس مبتنی بر لینوکس برای گوشیهای موبایل است و به همراه مجموعهای از ابزارها عرضه میشود که قرار است فرآیند برنامهنويسی برای آن را ساده کنند.
روشن است که هر گوشی مبتنی بر اندروید از هر گوشی موبایل دیگری «باز»تر خواهد بود. این یعنی هر برنامهنويسی در هر مکانی میتواند هر عملکردی که به نظر خودش برای یک گوشی موبایل مناسب است را به اندروید اضافه کند و کاربران هم از نظر نصب این برنامهها هیچ محدودیتی نخواهند داشت.
در مقام مقایسه باید گفت که همه پلتفرمهای موبایل، گوشیهای موبایل هوشمند، و آیفون اپل محیطهای بستهای هستند که توسط یک یا چند شرکت کنترل میشوند. ما به هیچ وجه نمیدانیم که قرار است چه برنامههای کاربردیای روی یک گوشی گوگلی وجود داشته باشد که روی پلتفرمهای دیگر وجود ندارد و همین است که باعث میشود گوشیهای موبایل گوگلی اینطور انقلابی به نظر برسند؛ آنها ممکن است هر کارکردی داشته باشند.
چه کسانی توسط اندروید مستقیماً تهدید میشوند؟
از آنجا که اندروید یک سیستمعامل است و مایکروسافت هم سیستمعامل میسازد بعضی از روزنامهنگاران نوشتهاند که گوگل مستقیماً مایکروسافت را به مبارزه فراخوانده است. این یک اشتباه واضح است. بلی درست است که اندروید سهمی از بازار را به خود اختصاص خواهد داد و روزی شاید جای ویندوز موبایل یا سیمبین را بگیرد؛ ولی نه مایکروسافت و نه سیمبین مانعی بر سر راه برنامههای بعدی گوگل نیستند. آنها رقیب هستند ولی نمیتوانند جلوی اندروید یا برنامههای دیگر گوگل را مستقیماً بگیرند.
بزرگترین و سرسختترین رقبای گوگل، شرکتهایی ریشهدارتر و قویتر [در بازار موبایل] هستند. امروزه ما این رقبا را AT&T و ورایزن مینامیم؛ ولی نام واقعی آن فقط یک چیز است: بل سیستم (Bell System). ایدئولوژی بل سیستم -که امروزه حکمفرمای مطلق مخابرات ایالات متحده است- را میتوان «وایلسیم» نامید. منشاء این شیوه تفکر را میتوان در سال 1907 و سلطه مطلق AT&T بر شبکه تلفن آمریکا یافت. فلسفه عملِ بل سیستم که بر اساس تفکرات رئیس فقید AT&T آقای تئودور وایل شکل گرفته مبتنی بر سیستمهای بسته، قدرت متمرکز، و کنترل شدید بر تمام قسمتهای شبکه مخابراتی است. در یک جمله «وایلیسم» متضاد تمام آن چیزهایی است که شالوده گوگل را تشکیل میدهند.
بزرگترین مشکل گوگل غلبه بر فرهنگ حاکم بر شبکه مخابرات ایالات متحده خواهد بود؛ فرهنگی که ضد فرهنگ حاکم بر دنیای رایانه و فناوری است.
اگر این مفاهیم به نظرتان ناملموس میآیند بگذارید سادهتر بیانشان کنیم. در سالهای پیشِ رو بیشک شاهد این خواهیم بود که بل هر کاری از توانش ساخته است را انجام دهد تا گوگل شکست بخورد یا ضعیف شود. دستکم تجربه تاریخی چنین میگوید. از سال 1894 تا کنون بل سیستم تمام رقبای بالقوهاش را نابود یا منزوی کرده است. یک تاریخنگار در مورد شیوه بل سیستم نوشته است: «بل سیستم با استفاده از هر روش ممکن رقبایش را ورشکست میکرد و سپس به شیوهای کاملاً قرون وسطایی وسایل آنها را به وسط خیابان میریخت و به آتش میکشید تا درس عبرتی باشد برای سایرین.»
میبینیم که احتمال روی دادن پیشامدهای ناگوار برای رقبای بل سیستم زیاد است. البته امروزه دیگر سوزاندن وسایل چندان رایج نیست ولی بل سیستم هنوز هم سلطه مطلقی بر مخابرات ایالات متحده دارد و از شیوههای قهرآمیز استفاده میکند. امروزه تقریباً هر شرکت فعال در امور مخابراتی یا به AT&T متصل است یا به ورایزن. به همین دلیل است که بدبینی زیادی به موفقیت گوگل وجود دارد.
اما چه چیزی به AT&T و ورایزن قدرت مطلق در بازار مخابرات میدهد؟ این قدرت مطلق ریشه در کنترل آنها بر سه رکن اساسی این کسبوکار یعنی باند فرکانسی، شبکه خردهفروشی، و دولت دارد؛ سه حوزهای که گوگل در آنها هیچ قدرتی ندارد. در همه این حوزهها گوگل فقط باید به امید شرکا و همپیمانانش باشد. باند فرکانسی تنها چیزی است که از نظر فیزیکی محدویت دارد و کسی که کنترل آن را برعهده داشته باشد میتواند با بستن آن روی هر رقیبي، آن را نابود کند. به همین دلیل است که بسیاری از چیزها به وفاداری اپراتورهایی که با گوگل پیمان همکاری بستهاند وابسته است. تیموبایل و اسپرینت در باندهای فرکانسی حرف زیادی برای گفتن دارند. اما اگر AT&T و ورایزن از قبول پلتفرم گوگل در شبکه خود سر باز بزنند –که احتمالاً همینطور هم خواهد شد- حوزه فعالیت گوگل بسیار محدود میشود.
مشکل خردهفروشی هم در مورد گوشیهای مبتنی بر اندورید قابل چشمپوشی نیست. هر کسی با یک مروگر وب میتواند از موتور جستوجوی گوگل یا جیمیل استفده کند. ولی در بازار مخابرات بیسیم آمریکا بزرگترین مشکل دسترسی به مصرفکنندگان است. امروزه بیش از 90 درصد از آمریکاییها گوشيهای خود را از اپراتورها میخرند. درست است که گوگل، اسپرینت و تیموبایل را در کنار خود دارد، ولی همین که فقط دو اپراتور گوشی گوگل عرضه کنند، مخاطبش را محدود خواهد کرد.
در نهایت بل سیستم در واشنگتن آنقدر نفوذ دارد که بتواند از ابزار دولت برای محدود کردن گوگل استفاده کند. فهم سازوکار دقیق این کار برای هر کسی به جز وکلای کارکشته مخابرات و ارتباطات ناممکن است. ولی همینقدر باید گفت که هر کجا یک لابیگر وجود داشته باشد، امکان اعمال نفوذ برای حذف یک رقیب هم وجود خواهد داشت. تعجب نکنید اگر واحد مخابرات بیسیم گوگل از طرف FCC، مسؤلان ضدانحصار یا بخشهای دولتی دیگر تحت فشار قرار بگیرد.
اگر این چالشها به نظر ترسناک و ناامید کننده میرسند، باید گفت که واقعاًً هم چنین هستند. با دانستن مواردی که در بالا ذکر شد میفهمیم که چرا شرکت رادیکال و خودسری مثل اپل وقتی وارد این بازار شد در برابر اپراتورها تسلیم محض بود و هیچ ابتکار عملی نداشت.
از سوی دیگر اگر قدرت و اشتیاق گوگل برای پیشروی در این میدان را نادیده بگیریم باید گفت که در اشتباه هستیم. بر خلاف جستوجوی کتاب و بقیه سرمایهگذاریهای کوچکِ گوگل، مخابرات بیسیم حکم مرگ و زندگی خواهد داشت؛ البته اگر گوگل راهبردهای آینده خود را بر اساس آن بنا کند. گوگل و شرکایش در خط مقدم جنگی بزرگتر یعنی جنگ سیستمهای باز در برابر سیستمهای بسته هستند و مخابرات بیسیم برای گوگل در حکم یک حمله تازه به صفوف دشمن است. این یعنی گوگل میتواند با صرف هزینه و نیروی کمتری به مبارزه برای حفظ بيطرفي وب در برابر بل سیستم بپردازد.
گوگل در طرف خودش، پول زیاد، کارمندان باهوش و خلاق، و شرکایی مهم دارد. ولی مهمتر از همه اینها این حقیقت است که گوگل در طرفی قرار دارد که تاریخ نشان داده در نهایت همیشه پیروز است. گوگل اعتقاد راسخي دارد که ایدئولوژی باز بودن در نهایت پیروز خواهد شد و بل سیستم زیر بار تناقضهای دیکتاتوری خودش متلاشی خواهد شد. گوگل به عنوان یک شرکت تجاری، درکی زیبا و خیرهکننده از هدف خودش دارد. به تازگی یکی از مدیران گوگل به من گفت: «ما کاری را نمیکنیم مگر آنکه بدانیم آن را صدها بار بهتر از دیگران انجام خواهیم داد.»
به همین دلیل است که باید بدانیم اندروید تنها اولین قدم است. قدم بعدی برای گوگل و شرکایش باید این باشد که یک باند فرکانسی مناسب پیدا کنند تا واقعاً سیستمی باز در دنیای مخابرات خلق شود. اگر گوگل با همین اشتیاق و قدرت پیش برود شاید در آینده معرفی اندروید را به عنوان آغاز یک مبارزه طولانی ایدئولوژیکی بشناسیم.
[براي مطالعه بهترين کتاب منتشر شده در زمينه جستجو و گوگل، به کتاب «جستوجو» اثر جان بتلي مراجعه کنيد. اين کتاب توسط گروه دهکده جهاني ترجمه و منتشر شده است.]
حالا گوگل و شرکایش میخواهند قوانین باز بودن یک سیستم را از نو وضع کنند -باز بودن هم ایدئولوژی حاکم بر اینترنت است- و دنیای مخابرات بیسیم را به تسخیر خود درآورند. معرفی سیستمعامل اندروید تنها قدم اول این مسیر است
از نظر فنی اندروید یکی دیگر از راهبردهای گوگل برای عرضه رایگان یک محصول برای فتح یک بازار است. اندورید یک سیستمعامل اپنسورس مبتنی بر لینوکس برای گوشیهای موبایل است و به همراه مجموعهای از ابزارها عرضه میشود که قرار است فرآیند برنامهنويسی برای آن را ساده کنند.
روشن است که هر گوشی مبتنی بر اندروید از هر گوشی موبایل دیگری «باز»تر خواهد بود. این یعنی هر برنامهنويسی در هر مکانی میتواند هر عملکردی که به نظر خودش برای یک گوشی موبایل مناسب است را به اندروید اضافه کند و کاربران هم از نظر نصب این برنامهها هیچ محدودیتی نخواهند داشت.
در مقام مقایسه باید گفت که همه پلتفرمهای موبایل، گوشیهای موبایل هوشمند، و آیفون اپل محیطهای بستهای هستند که توسط یک یا چند شرکت کنترل میشوند. ما به هیچ وجه نمیدانیم که قرار است چه برنامههای کاربردیای روی یک گوشی گوگلی وجود داشته باشد که روی پلتفرمهای دیگر وجود ندارد و همین است که باعث میشود گوشیهای موبایل گوگلی اینطور انقلابی به نظر برسند؛ آنها ممکن است هر کارکردی داشته باشند.
چه کسانی توسط اندروید مستقیماً تهدید میشوند؟
از آنجا که اندروید یک سیستمعامل است و مایکروسافت هم سیستمعامل میسازد بعضی از روزنامهنگاران نوشتهاند که گوگل مستقیماً مایکروسافت را به مبارزه فراخوانده است. این یک اشتباه واضح است. بلی درست است که اندروید سهمی از بازار را به خود اختصاص خواهد داد و روزی شاید جای ویندوز موبایل یا سیمبین را بگیرد؛ ولی نه مایکروسافت و نه سیمبین مانعی بر سر راه برنامههای بعدی گوگل نیستند. آنها رقیب هستند ولی نمیتوانند جلوی اندروید یا برنامههای دیگر گوگل را مستقیماً بگیرند.
بزرگترین و سرسختترین رقبای گوگل، شرکتهایی ریشهدارتر و قویتر [در بازار موبایل] هستند. امروزه ما این رقبا را AT&T و ورایزن مینامیم؛ ولی نام واقعی آن فقط یک چیز است: بل سیستم (Bell System). ایدئولوژی بل سیستم -که امروزه حکمفرمای مطلق مخابرات ایالات متحده است- را میتوان «وایلسیم» نامید. منشاء این شیوه تفکر را میتوان در سال 1907 و سلطه مطلق AT&T بر شبکه تلفن آمریکا یافت. فلسفه عملِ بل سیستم که بر اساس تفکرات رئیس فقید AT&T آقای تئودور وایل شکل گرفته مبتنی بر سیستمهای بسته، قدرت متمرکز، و کنترل شدید بر تمام قسمتهای شبکه مخابراتی است. در یک جمله «وایلیسم» متضاد تمام آن چیزهایی است که شالوده گوگل را تشکیل میدهند.
بزرگترین مشکل گوگل غلبه بر فرهنگ حاکم بر شبکه مخابرات ایالات متحده خواهد بود؛ فرهنگی که ضد فرهنگ حاکم بر دنیای رایانه و فناوری است.
اگر این مفاهیم به نظرتان ناملموس میآیند بگذارید سادهتر بیانشان کنیم. در سالهای پیشِ رو بیشک شاهد این خواهیم بود که بل هر کاری از توانش ساخته است را انجام دهد تا گوگل شکست بخورد یا ضعیف شود. دستکم تجربه تاریخی چنین میگوید. از سال 1894 تا کنون بل سیستم تمام رقبای بالقوهاش را نابود یا منزوی کرده است. یک تاریخنگار در مورد شیوه بل سیستم نوشته است: «بل سیستم با استفاده از هر روش ممکن رقبایش را ورشکست میکرد و سپس به شیوهای کاملاً قرون وسطایی وسایل آنها را به وسط خیابان میریخت و به آتش میکشید تا درس عبرتی باشد برای سایرین.»
میبینیم که احتمال روی دادن پیشامدهای ناگوار برای رقبای بل سیستم زیاد است. البته امروزه دیگر سوزاندن وسایل چندان رایج نیست ولی بل سیستم هنوز هم سلطه مطلقی بر مخابرات ایالات متحده دارد و از شیوههای قهرآمیز استفاده میکند. امروزه تقریباً هر شرکت فعال در امور مخابراتی یا به AT&T متصل است یا به ورایزن. به همین دلیل است که بدبینی زیادی به موفقیت گوگل وجود دارد.
اما چه چیزی به AT&T و ورایزن قدرت مطلق در بازار مخابرات میدهد؟ این قدرت مطلق ریشه در کنترل آنها بر سه رکن اساسی این کسبوکار یعنی باند فرکانسی، شبکه خردهفروشی، و دولت دارد؛ سه حوزهای که گوگل در آنها هیچ قدرتی ندارد. در همه این حوزهها گوگل فقط باید به امید شرکا و همپیمانانش باشد. باند فرکانسی تنها چیزی است که از نظر فیزیکی محدویت دارد و کسی که کنترل آن را برعهده داشته باشد میتواند با بستن آن روی هر رقیبي، آن را نابود کند. به همین دلیل است که بسیاری از چیزها به وفاداری اپراتورهایی که با گوگل پیمان همکاری بستهاند وابسته است. تیموبایل و اسپرینت در باندهای فرکانسی حرف زیادی برای گفتن دارند. اما اگر AT&T و ورایزن از قبول پلتفرم گوگل در شبکه خود سر باز بزنند –که احتمالاً همینطور هم خواهد شد- حوزه فعالیت گوگل بسیار محدود میشود.
مشکل خردهفروشی هم در مورد گوشیهای مبتنی بر اندورید قابل چشمپوشی نیست. هر کسی با یک مروگر وب میتواند از موتور جستوجوی گوگل یا جیمیل استفده کند. ولی در بازار مخابرات بیسیم آمریکا بزرگترین مشکل دسترسی به مصرفکنندگان است. امروزه بیش از 90 درصد از آمریکاییها گوشيهای خود را از اپراتورها میخرند. درست است که گوگل، اسپرینت و تیموبایل را در کنار خود دارد، ولی همین که فقط دو اپراتور گوشی گوگل عرضه کنند، مخاطبش را محدود خواهد کرد.
در نهایت بل سیستم در واشنگتن آنقدر نفوذ دارد که بتواند از ابزار دولت برای محدود کردن گوگل استفاده کند. فهم سازوکار دقیق این کار برای هر کسی به جز وکلای کارکشته مخابرات و ارتباطات ناممکن است. ولی همینقدر باید گفت که هر کجا یک لابیگر وجود داشته باشد، امکان اعمال نفوذ برای حذف یک رقیب هم وجود خواهد داشت. تعجب نکنید اگر واحد مخابرات بیسیم گوگل از طرف FCC، مسؤلان ضدانحصار یا بخشهای دولتی دیگر تحت فشار قرار بگیرد.
اگر این چالشها به نظر ترسناک و ناامید کننده میرسند، باید گفت که واقعاًً هم چنین هستند. با دانستن مواردی که در بالا ذکر شد میفهمیم که چرا شرکت رادیکال و خودسری مثل اپل وقتی وارد این بازار شد در برابر اپراتورها تسلیم محض بود و هیچ ابتکار عملی نداشت.
از سوی دیگر اگر قدرت و اشتیاق گوگل برای پیشروی در این میدان را نادیده بگیریم باید گفت که در اشتباه هستیم. بر خلاف جستوجوی کتاب و بقیه سرمایهگذاریهای کوچکِ گوگل، مخابرات بیسیم حکم مرگ و زندگی خواهد داشت؛ البته اگر گوگل راهبردهای آینده خود را بر اساس آن بنا کند. گوگل و شرکایش در خط مقدم جنگی بزرگتر یعنی جنگ سیستمهای باز در برابر سیستمهای بسته هستند و مخابرات بیسیم برای گوگل در حکم یک حمله تازه به صفوف دشمن است. این یعنی گوگل میتواند با صرف هزینه و نیروی کمتری به مبارزه برای حفظ بيطرفي وب در برابر بل سیستم بپردازد.
گوگل در طرف خودش، پول زیاد، کارمندان باهوش و خلاق، و شرکایی مهم دارد. ولی مهمتر از همه اینها این حقیقت است که گوگل در طرفی قرار دارد که تاریخ نشان داده در نهایت همیشه پیروز است. گوگل اعتقاد راسخي دارد که ایدئولوژی باز بودن در نهایت پیروز خواهد شد و بل سیستم زیر بار تناقضهای دیکتاتوری خودش متلاشی خواهد شد. گوگل به عنوان یک شرکت تجاری، درکی زیبا و خیرهکننده از هدف خودش دارد. به تازگی یکی از مدیران گوگل به من گفت: «ما کاری را نمیکنیم مگر آنکه بدانیم آن را صدها بار بهتر از دیگران انجام خواهیم داد.»
به همین دلیل است که باید بدانیم اندروید تنها اولین قدم است. قدم بعدی برای گوگل و شرکایش باید این باشد که یک باند فرکانسی مناسب پیدا کنند تا واقعاً سیستمی باز در دنیای مخابرات خلق شود. اگر گوگل با همین اشتیاق و قدرت پیش برود شاید در آینده معرفی اندروید را به عنوان آغاز یک مبارزه طولانی ایدئولوژیکی بشناسیم.
[براي مطالعه بهترين کتاب منتشر شده در زمينه جستجو و گوگل، به کتاب «جستوجو» اثر جان بتلي مراجعه کنيد. اين کتاب توسط گروه دهکده جهاني ترجمه و منتشر شده است.]
نوشته شده توسط الهام در ساعت 13:10 | لینک
|
